حميدرضا علوي طباطبايي

دارای سابقه پروانه وکالت از:
قوه قضاییه
شماره پروانه:
1089
آخرین مدرک تحصیلی:
دکترا حقوق بین‌الملل خصوصی
شهر محل فعالیت:
اصفهان

درباره من

اینجانب وکیل پایه یک دادگستری و مدیر مؤسسه حقوقی علوی و همکاران، با قریب به 30 سال تجربه مشاوره حقوقی به سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی و خصوصی و بیش از 20 سال سابقه وکالت. دارای دکتری حقوق بین‌الملل خصوصی و دکترای تخصصی (DBA) در داوری تجاری و مدیریت عالی حقوقی و قراردادها از دانشگاه تهران می‌باشم.

در حال حاضر، تمرکز حرفه‌ای خود را بر احقاق حقوق تضییع‌شده موکلین در محاکم تجدیدنظر و دیوان عالی کشور معطوف داشته‌ام و دعاوی بدوی را همکاران متخصص و جوان مؤسسه پیگیری می‌نمایند.

حوزه تخصصی اصلی، تنظیم و داوری قراردادهای حرفه‌ای به‌ویژه قراردادهای مشارکت ساختمانی است.

وکالت را فریضه‌ای برای احقاق حق می‌دانم، نه شغلی برای امرار معاش یا کسب شهرت. همواره کوشیده‌ام از حقوق موکلین مانند حقی شخصی دفاع کنم و با اتکال به پروردگار یکتا و بهره‌گیری از دانش روز حقوقی، تا سرحد توان برای کسب نتیجه مطلوب تلاش نمایم.

حوزه‌های تخصصی

دعاوی مالی، تجاری، قراردادها شامل چک، داوری، قراردادها، مناقصات، اختلافات مالی، سفته، برات، فاکتور، رسید عادی و …
شرکت ها و مالکیت معنوی شامل اختلافات شرکا و هیئت مدیره، سهام، برند و علامت تجاری، ورشکستگی، اختراع، آثار ادبی و هنری و …
دعاوی املاک شامل اختلاف در مالکیت، خرید و فروش اموال غیرمنقول، املاک، شهرداری، منابع طبیعی، جهاد کشاورزی، زمین شهری و اوقاف، ثبت اسناد و املاک، موجر و مستاجر، سرقفلی، حق کسب و پیشه، تخلیه

مشاوره‌های انجام شده

1405/3/20
راه ندادن دختر به خانه پدر
سلام دختری 22 سالم و مجرد و کار هم ندارم که از چهار سالگی مادر پدرم طلاق گرفتن و من پیشه مادرم زندگی میکنم پدره من پنج ساله که اجاره خانه مارو به عنوان مهریه به مادرم میدهد
ولی الان گفته نمیخوام بدم و اگر پدرم نده من جاییو ندارم بمونم و بهش گفتم من میام پیشه تو زندگی میکنم قبول نمیکنه
من چطوری میتونم ازش شکایت کنم که پدرم منو خونش راه نمیده وقتی مکانی برایه زندگی ندارم

بر اساس قانون، پدرتان موظف به تأمین هزینه زندگی (نفقه) شماست و نمی‌تواند از این مسئولیت شانه خالی کند. نفقه شامل مسکن نیز می‌شود. برای احقاق حق خود، باید از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، دادخواست «الزام به پرداخت نفقه» را به دادگاه خانواده تقدیم کنید.

1405/3/20
فسخ مبایعه نامه
سلام
مستاجر ملک ، ملک را از پدرم با نوشتن مبایعه نامه 9 ماهه خریده است. در مبایعه نامه ذکر شده در عرض یک ماه مبلغ دو میلیارد پرداخت شود و الباقی ثمن که 30 میلیارد هست انتهای برج 6 در محضر پرداخت شود.
2 میلیارد اولیه کامل پرداخت نشده و 6 ماه گذشته است. آیا می توان مبایعه نامه را فسخ کرد؟ قابل ذکر است که مبایعه نامه چاپی آماده هست و ذکر شده که عدم پرداخت ثمن معامله را به هم نمی زند.
ضمنا ملک فوق دارای قسمتی به صورت سرقللی هست که پدرم بدون موافقت صاحب سرقفلی ، آن بخش را هم واگذار کرده و تعهد کرده که سرقفلی را هم به خریدار واگذار خواهد کرد. در حالی که صاحب سرقفلی حاضر به برگرداندن سرقفلی نیست. آیا این معامله درست هست؟ امکان فسخ مبایعه نامه وجود دارد؟

این معامله از چند جهت دچار اشکال قانونی است و امکان فسخ آن وجود دارد. شرط «عدم پرداخت ثمن معامله را به هم نمی‌زند» که در مبایعه‌نامه درج شده، خلاف مقتضای ذات عقد بیع است. در بیع، هدف اصلی فروشنده دریافت وجه معامله است. اگر شرط شود که عدم پرداخت هیچ تأثیری در معامله نداشته باشد، این شرط اساس تعهد خریدار را از بین می‌برد و طبق ماده ۲۳۳ قانون مدنی باطل است، اما مبایعه‌نامه به قوت خود باقی می‌ماند. با بطلان این شرط، پدر شما می‌تواند به استناد عدم پرداخت ثمن در موعد مقرر، از حق فسخ خود استفاده کند. از سوی دیگر، تعهد پدرتان مبنی بر واگذاری سرقفلی بدون جلب رضایت صاحب آن، یک تعهد به فعل ثالث است. وقتی صاحب سرقفلی حاضر به انتقال نیست، پدرتان از انجام تعهد خود ناتوان بوده و این تخلف، به خریدار حق فسخ معامله را می‌دهد، زیرا بخشی از مورد معامله که به آن تعهد شده، قابل واگذاری نیست.

بنابراین، معامله به دلیل عدم پرداخت کامل ثمن از جانب خریدار و تخلف پدرتان در انتقال سرقفلی، متزلزل است و هر دو طرف می‌توانند فسخ کنند. اگر پدرتان قصد فسخ دارد، باید مراتب را با یک اظهارنامه رسمی به خریدار اعلام نماید.

1405/3/20
شکایت از شرکا
عرض سلام ادب پدر من تقریبا ده سال پیش با سه تا برادر شریک شد و یه کارخونه ضایعات زدن. اون موقع صد گرم طلا برای شریک شدن فروخت و در طول هفت سال فقط دستمزد ناچیز کارگری شو میگرفت. برای شریک شدن نه قراردادی نوشتن، نه دستنویسی که نشون بده باهم شریک بودن. بعد هفت سال اون سه تا برادر پشت هم در اومدن و پدر من رو بیرونش کردن و الان تقریبا سه سال میگذره که نه اومدن حق و حقوق رو مشخص کنن و نه حساب کتاب و تصویه. میخواستم ببینم امکانش هست پدرم شکایت کنه، ازشون و بتونه، حقش رو بگیره؟ و اینکه با توجه به اینکه مدرکی نداره میتونه با شهادت چند نفر شکایت کنه؟؟ (ضمن اینکه همه شرکا اتباع هستن)
و اینکه دادگاه یا قاضی میتونن همه ی حساب کتاب ها و سهم ها رو تکلیف شون رو مشخص کنه و حق پدر بنده را کامل از اونها بگیره؟
اونجور که اونها میگفتن این بود که کار خونه بدهی بالا اورده و این صد در صد دروغ بوده و همشون خونه و ماشین و زمین خریده بودن.

برای اثبات شراکت پدرتان، نداشتن قرارداد کتبی مشکلی ایجاد نمی‌کند، چون شراکت یک عقد رضایی است و با توافق شفاهی هم محقق می‌شود. مشکل اصلی، اثبات این توافق است که بزرگ‌ترین برگ برنده شما «شهادت شهود» است. کارگران سابق، مشتریان دائمی و کسبه محل که پدرتان را شریک می‌شناخته‌اند، بهترین ابزار اثبات هستند. همچنین فروش طلا برای تأمین سرمایه، دریافت دستمزد ناچیز به مدت هفت سال (که با منافع یک شریک تناقض دارد) و سکوت برادران در این مدت، مجموعه قرائن قوی‌ای هستند که دادگاه را به سمت احراز شراکت سوق می‌دهد.

برای احقاق حق، باید یک دادخواست حقوقی با عنوان «اثبات شراکت، انحلال شرکت و مطالبه سهم‌الشرکه» به دادگاه محل کارخانه یا اقامت برادران بدهید. دادگاه با ارجاع به کارشناس رسمی، سرمایه اولیه (قیمت روز طلا)، سود ۷ سال فعالیت و سهم پدرتان را محاسبه می‌کند. ادعای برادران مبنی بر بدهی، باید توسط خودشان در دادگاه اثبات شود و اموالی که خریده‌اند، می‌تواند قرینه‌ای بر سوددهی کارخانه باشد. اگر بتوانید ثابت کنید برادران از ابتدا قصد شریک کردن نداشته‌اند، عملشان مصداق «کلاهبرداری» است و شکایت کیفری نیز مسیر فشار مضاعفی خواهد بود. اتباع بودن آن‌ها نیز مانع رسیدگی نیست و صرفاً روند ابلاغ را کند می‌کند.

1405/3/20
مطالبه اجرت المثل
باسلام. اینجانب در دعوی حقوقی علیه خوانده جهت استرداد اموال به نرخ روز و اجرت المثل ایام تصرف با جلب نظر کارشناس و کلیه خسارات دادرسی را نموده و در متن ستون خواسته ذکر شده.اما در شرح دادخواست توضیح داده شده نسبت به اموال و عدم تحویل آن از سوی خوانده و مطالبه کلیه خسارات و هزینه دادرسی هم در شرح دادخواست ذکر شده و درخواست مطالبه را بیان نموده ام...حال قاضی بدوی رأی صادر نموده است که جهت استرداد اموال باید طبق ماده 46قانون اجرای احکام مدنی با توجه به اینکه رأی قبلاً نسبت به آن صادر شده است اجرای شود و پرداخت اجرت المثل حسب نظریه کارشناسی به مبلغ 21میلیون تومان و عدم اعتراض آز طرفین دعوی به کارشناسی و مستند به ماده 30-38-308-310-311-320قانون مدنی و مواد 198-515-519خوانده را محکوم به پرداخت صادر شده ...که محاسبه اجرت المثل محاسبه شده مربوط به مدت 150 روزه سال 1399که توسط کارشناس در پرونده سال که دادخواست مطرح شده در حکم لحاظ کرده.... محاسبه ارزش بهای مبلغ مذکور مربوط به سال 99بوده وبا توجه گذشت زمان پرونده تا بحال و که سال 1405می باشد حکم بدوی صادر شده و مطالبه کلیه خسارات در شرح دادخواست ذکر کردم و عدم پرداخت اجرت المثل و بی ارزشی پول است....چه راهکار برای برایم جهت دریافت مبلغ ذکر شده به ارزش آن مبلغ به قیمت امسال را دریافت بنمایم.راهنمایی قانونی مرا ارشاد جهت احقاق حقوق ضایع شده‌ام بفرمایید.... ممنونم

آنچه در پرونده رخ داده، یک خطای شکلی در ستون خواسته یا شرح دادخواست نیست؛ شما به درستی «کلیه خسارات» را مطالبه کرده‌اید. مشکل اینجاست که دادگاه به این بخش از خواسته شما رسیدگی نکرده و صرفاً بر اساس نظریه کارشناسی قدیمی رأی داده است. برای جبران کاهش ارزش پول و تبدیل آن به ارزش روز، دو مسیر کاملاً مجزا پیش روی شماست:

اگر در متن رأی (نه فقط شرح دادخواست) خوانده به پرداخت «خسارت تأخیر تأدیه» نیز محکوم شده باشد، کار ساده است. اجرای احکام مکلف است بر اساس شاخص تورم اعلامی بانک مرکزی، مبلغ را به روز کند.

اما اگر در رأی به این موضوع اشاره نشده باشد، باید یک دعوای جدید و مستقل با عنوان «مطالبه خسارت تأخیر تأدیه و مابه‌التفاوت کاهش ارزش پول» علیه خوانده در همان دادگاه بدوی مطرح کنید. مستند شما ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی است. در این دعوا، دادگاه مکلف می‌شود با ارجاع به کارشناس، ارزش ۲۱ میلیون تومان در سال ۱۳۹۹ را بر اساس تورم تا امروز محاسبه و ما به التفاوت آن را به عنوان خسارت به نفع شما حکم کند. این تنها راه قانونی برای حفظ ارزش پول شماست.

1405/3/20
477
باسلام خدمت وکلای عزیز درخصوص ماده477 یک درخواست 477فرستادم تهران اول به مدیرکل و بعد به معاونت قوه قضاییه و درخواستم اومد استان و استان با من تماس گرفتند درخواست477 درحال بررسی و بعد در سامانه سامع کلا پیگیری میکردم و2تا شماره نامه مختلف از قوه قضاییه تهران برای رییس دادگستری استان ارسال شد و بعد یک پیام از دادگستری اومد درهصوص پیرامون پرونده قضایی به با مدارک و لایحه مربوط و بنده رفتم رای ها ولایحه تحویل مسول دادم و بعد مسول حرفهام شنید و گفتند خواسته ات چیه و بعد پیگیری از دبیرخانه گفتتد درخواست ملاقات حضوری داریم فرستادیم رفته جوابش زود میاد و در سامانه جواب میدادند درخواستت درحال اقدام است و دبیرخانه گفتند درخواستت فرستادیم رفته و گفتند طول میکشه و در سامع درخواست درحال بررسی است و درسامع درخواست به مرجع مربوط جهت رسیدگی و بعد سامع جواب دادند برای پیگیری درخواست به دفتر رییسکل یا رابط قوه قضاییه پیگیری کنید و بعد سامع جواب دادند به سرپرست مجتمع عدم رضایت از سرپرست به دفتر رییس کل پیگیری کنید و بعد از دبیرخانه پرسیدم گفتند درسیستم نیست ما نمیدانیم و از دفتر رییس کل در سیستم ما نیست از خودشان بپرسید از اول دبیرخانه گفتند با مشخصاتم و شماره نامه ها گفتند که477 از تهران نداری وفقط ملاقات حضوری است و حالا اصلا دادگستری هر واحد میرم هیچ چیزی نیستدر سیستم آنها ولی سامع رسیدگی و صدور رای در شعبات متغییر میباشد و اعلام زمان رسیدگی امکان نمیباشد چندبار اینها را گفته وبعد سامع میگه برای پیگیری درخواست به دادگستری استان ارسال گردیدو به دادگستری یا مرجع مربوط پیگیری کنید و دادگستری هم میگن نیست و سامع هربار میگن ی چیزی میگه مکاتبه که با دادگستری و مرجع مربوط داریم درخواست درحال بررسی است از وکلا خواهشمندم به بنده اطلاع دهید آیا درخواستم قبول شده یا نه....

باید عرض کنم که مسیر پرونده کاملاً درست و مطابق روال قانونی پیش می‌رود. تناقضی که می‌بینید، ناشی از تفاوت سطح دسترسی سامانه‌ها و بوروکراسی اداری است، نه نشانه‌ای از رد درخواست. درخواست شما در آستانه تصمیم‌گیری نهایی است. وقتی از شما دعوت می‌شود برای «ملاقات حضوری» و ارائه مدارک بروید، این یک گام بسیار مثبت و رو به جلوست. در فرآیند ماده ۴۷۷، اگر پرونده از فیلترهای اولیه رد نشود، برای بررسی ماهوی به قضات مجرب ارجاع نمی‌شود. درخواست ملاقات یعنی قاضی پرونده را خوانده و می‌خواهد پیش از ارائه نظر نهایی، ابهامات را با شنیدن توضیحات شما برطرف کند. این آخرین قدم پیش از تصمیم‌گیری است.

سردرگمی به این دلیل است که دادگستری‌ها از چندین سامانه مختلف استفاده می‌کنند (سامع برای ابلاغ کلی، سمپ برای فرآیندهای داخلی و سامانه‌های جداگانه برای اعاده دادرسی). کارمندی که می‌گوید «در سیستم ما نیست»، احتمالاً فقط سامانه سمپ را بررسی کرده است. درخواست ملاقات حضوری که ثبت شده، خود یک سند رسمی در پرونده است.

پیام‌های کلی مانند «درحال رسیدگی» یا «به مرجع مربوط ارجاع شد» صرفاً وضعیت اداری را نشان می‌دهند و برای رصد لحظه‌به‌لحظه پرونده‌های خاص طراحی نشده‌اند.

از همان درخواست ملاقات حضوری به عنوان سند استفاده کنید. به دبیرخانه همان مجتمعی که برای ملاقات دعوت شده‌اید مراجعه کنید و به کارمند مربوطه بگویید: «بنده یک درخواست ملاقات حضوری دارم که از این مرجع برایم پیامک آمده است. لطفاً در سامانه سمپ، ذیل پرونده ۴۷۷ که از قوه قضائیه ارجاع شده، بررسی بفرمایید.»

مشخصاً نام و نام‌خانوادگی مسئولی که درخواست ملاقات را ثبت کرده است، پیدا کنید و مستقیماً از ایشان پیگیر شوید.

نتیجه‌گیری: درخواست شما هنوز به طور قطعی پذیرفته یا رد نشده، بلکه برای اتخاذ تصمیم نهایی به یک قاضی ارجاع شده و او شخصاً توضیحات شما را خواسته است. این نقطه قوت پرونده شماست. با پیگیری متمرکز از طریق همان مرجعی که دعوت‌نامه ملاقات را فرستاده، می‌توانید از وضعیت دقیق مطلع شوید.

ارتباط با من


حميدرضا علوي طباطبايي

ایمیل:

[email protected]

آدرس:

اصفهان خیابان شریعتی مقابل اورژانس بیمارستان شریعتی مجتمع نوید یک طبقه سوم

شبکه های اجتماعی من:

دادراه

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. تهیه شده در دادراه.