بررسی مفهوم ازدواج سپید و ریشه های شیوع آن در ایران

بررسی مفهوم ازدواج سپید و ریشه های شیوع آن در ایران

مقدمه :

ازدواج در اسلام عملی مستحب و در برخی موارد واجب شمرده می‌شود. طبق قوانین اسلامی ازدواج تنها با پیشنهاد زن و تایید توسط مرد (یا برعکس) صحیح است. و به طور خلاصه بستن علقه زوجیت بین مرد را ازدواج می گویند همچنین از محبوب ترین بنیادها نزد خداوند ازدواج می باشد و در اوج عظمت این بنیاد مقدس همین بس که مایه کمال نیمی از دین و پشتوانه نیمه دیگر آن می باشد. همانطور که می دانیم ازدواج ۲ نوع است دائم و موقت و همه ما با عبارت‌های «ازدواج دائم» و «ازدواج موقت» آشنا و کم و بیش از احکام شرعی آن‌ها اطلاع داریم، اما کمتر پدیده «ازدواج سپید» به گوشمان خورده است. این پیوند بر خلاف ازدواج دائم و موقت نه در شرع و نه در عرف ما ایرانیان جایی ندارد، چون دختر و پسر بدون برگزاری مراسم عقد و به خاطر منافع اقتصادی و عاطفی بدون، زیر یک سقف می‌روند. این پدیده از غرب وارد کشور شده و به شدت رو به افزایش است . علت شیوع این پدیده در کشور چیست ؟ چه عواملی دست به دست هم می دهند که در ایران ازدواج سپید شیوع پیدا کند ؟ راه های جلو گیری از این پدیده چیست ؟ اینها همه سوالاتی است که ضمن تشریح این نوع ازدواج و بررسی ابعاد روانی، جامعه شناختی و اقتصادی گرایش به این نوع ازدواج به تحلیل آن پرداخته و عواقب این نوع ازدواج و راه های پیش گیری از شیوع آن را تحلیل می نماییم .

مبحث اول : تعریف ازدواج سپید
دکتر امیدعلی احمدی – جامعه‌شناس- درباره تعریف «ازدواج سفید» می‌گوید: در این ازدواج که در غرب رایج است و به معنای «هم‌ باشی» نیز شناخته می‌شود، پیوندی به مدت زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار می‌شود که فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است. مهدی بیاتی روانشناس و استاد دانشگاه نیز ازرابطه‌ ایجاد شده در «ازدواج سپید» انتقاد کرده و معتقد است: ازدواج واژه مقدسی است، بنابراین زندگی دختر و پسر زیر یک سقف را بدون عقد شرعی نمی‌توان ازدواج نامید؛ برای درک بهتر مسأله ابتدا لازم است بدانیم که معنی ازدواج سپید در کشورهای اروپایی که این اصطلاح را از آنها وام گرفته ایم چیست:
«white marriage » که در فرانسه به آن «Mariage blanc» نیز می گویند نوعی ازدواج است که در آن، پیمان زناشویی به شکل قانونی بسته نمی شود اما دو نفر با هم ارتباط جنسی دارند. این نوع ازدواج با اهداف گوناگونی انجام می شود که هیچکدام جزو اهداف اصلی یک ازدواج واقعی نیست.

مبحث دوم : شرایط ازدواج سپید و تفاوت آن با ازدواج دائم
از روندهای تازه در حوزه‌ی رخداد ازدواج در ایران درز گرفتن آن توسط برخی از جوانان و در عین حال شروع زندگی تازه‌ی مشترک است. برخی از جوانان ایرانی با گریز از مراسم ازدواج و تعهدات قانونی ناشی از قرارداد ازدواج با یکدیگر بر اساس نوعی پیمان عاطفی زندگی مشترک دارند و نام این را هم گذاشته‌ اند ازدواج سفید به این معنا که سندی در این رابطه رد و بدل نشده و شناسنامه‌ها در بخش ازدواج و طلاق سفید می مانند. اگر ازدواج یک نوع قرارداد باشد ازدواج سفید نوعی قرارداد نانوشته و ثبت ناشده است. در برخی از کشورها انواع مختلفی از زندگی و مشترک زن و مرد وجود دارد و ثبت نکردن ازدواج در مراجع رسمی و بی‌اعتنایی به رسوم مذهبی ازدواج، پدیده تازه‌ای نیست. ازدواج سفید یکی از انواع این نوع با هم بودن‌هاست که در ایران به عنوان یک اسم عام برای همه انواع ازدواج غیررسمی و غیرشرعی استفاده می‌شود. اما در خصوص تفاوت این نوع ازدواج با ازدواج دائم تفاوت بسیار است و این دو را می توان دو روی یک سکه دانست ؛ نخستین تفاوت این ازدواج با دائم در شرعی بودن آن است، بدیهی است ازدواجی را که بدونه هیچ تشریفاتی صورت گیرد و صیغه ای در آن جاری نگردد را نمی توان شرعی خواند . دومین تفاوت در روابط مالی زوجین در دو ازدواج میتوان یافت ، در ازدواج سپید چیزی تحت عنوان مهریه و نفقه معنایی ندارد و این نیز ناشی از عدم شرعی بودن این ازدواج در حقوق ایران است و به تبع آن غیر قانونی بودن آن، لازم به ذکر است اگرچه عدم ذکر مهر در ازدواج دائم موجب بطلان آن نیست لذا به محض جدایی زوجین در این ازدواج نوعی مهر تحت عنوان مهرالمثل بر زوج بار میگردد که آن نیز شرایط خود را دارد و اینکه در این ازدواج زوجین هیچ تعهد مالی نسبت به یکدیگر ندارند. در خصوص نفقه نیز به همین شکل است و مرد در ازدواج سپید هیچ الزامی مبنی بر پرداخت نفقه ندارد و اگرچه هزینه های زندگی نیز که طبیعتاً در این نوع ازدواج های غیر شرعی وجود دارد بر مرد تحمیل گردد تحت عنوان نفقه قرار نمیگیرد . تفاوت بعدی در این نوع ازدواج با ازدواج دائم آینده مبهم این ازدواج است؛ ازدواج دائم با فسخ یا طلاق به جدایی منجر میگردد و هریک تشریفات خاص و قانونی خود را دارد در حالی که ازدواج سپید آینده نا معلوم و مبهمی دارد و مشخص نیست تعهد دو طرف نسبت به یکدیگر تا چه زمانی ادامه دارد و چه تضمینی وجود دارد که طرفین به یکدیگر وفادار باشند و بدیهی است در این میان هرطرف در هر زمانی که اراده کند میتواند از ادامه زندگی امتناع کند و این خود میتواند آبستن تبعاتی به خصوص برای زن باشد. چراکه در چنین ازدواج‌هایی امکان دارد که یکی از طرفین هر لحظه نسبت به ادامه این رابطه اظهار بی‌میلی کند و این امر موجب وارد شدن صدمات روحی قابل توجهی به طرف مقابل به ویژه زنان می‌شود چرا که آنان بر حسب طبیعت خود دوست دارند روی فردی سرمایه‌گذاری عاطفی کنند که این فرد از ارزش لازم برخوردار باشد. با مشاهده این تفاوت ها میتوان دریافت ریشه تمامی این تفاوت ها در شرعی و غیر شرعی بودن این دو ازدواج است .

مبحث سوم : تاریخچه ازدواج سپید
بدیهی است نخستین ازدواج ها با عنوان سپید در غرب و به خصوص فرانسه و آمریکا شکل گرفتند. اما قبل از پرداختن به اینکه چه زمانی غربی ها به این نوع ازدواج گرایش پیدا کردند ذکر یک نکته حائز اهمیت است و آن عنوان این نوع ازدواج است؛ ازدواجی که ما آن را به عنوان ازدواج سپید می شناسیم آیا ابتدا در غرب با این عنوان شکل گرفت؟
به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ( ازدواجی قانونی و بدون روابط جنسی ) معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود. اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد “cohabitation” یعنی “همباشی” آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و “همباشی” تعریف می کند.
( Live together and have a sexual relationship without being married)
همچنین واژه “White wedding” به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.
(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)
اما چطور شده لغت “همباشی” فرنگی به فرهنگ ایران که آمده “ازدواج سفید” نام گرفته است؟!
ریشه کلمه “ازدواج سفید” را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران. بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.
اما آمارها نشان می‌دهد امروزه، زندگی بدون ازدواج یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج‌ها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از ۱۹۷۰، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌ نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است.

مبحث چهارم : علت گرایش به ازدواج سپید در ایران
عوامل متعددی در گرایش جوانان به ازدواج سپید دخیل هستند از عوامل اقتصادی گرفته تا عوامل روانی و اجتماعی که ما به تفکیک به بررسی دخالت موارد مذکور در شیوع این پدیده در ایران خواهیم پرداخت.

گفتار اول : علت روانی
غریزه در مراحلی از حیات رشد یافته و زمینه بیداری فرد را فراهم می آورد. این سیر به طور طبیعی سیر میشود. با هیچ دستور و بخش نامه و یا شعار و شیونی قابل جلوگیری نیست اما در پاره از این موارد این بلوغ یا بیداری جنسی و در پی آن تمنیات درونی زمینه های انحراف را در نوجوان فراهم میکند و به لغزشهای بعدی می انجامد. بدیهی است انسانها نیز همانند حیوانات دارای غریزه جنسی هستند و این امری طبیعی در هر دختر و پسر جوان است و این از امانت های مهم و نیرومندی است که خداوند در وجود آدمی به ودیعه نهاده است. از نظر روانشناسی میل جنسی به محض شروع نوجوانی آرام آرام بیدار و شکوفا میگردد و رفته رفته تمامی وجود نوجوان را فرا میگیرد تا جایی که در مقطعی از سن انسان را زیر تاثیرات سخت و سنگین خود قرار میدهد به طوری که اغلب در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی یک جوان خود را در برابر کنترل این غریزه ناتوان احساس میکند. طبیعی است وجود این غریزه علتی است که عشق و علاقه در نوجوان را ایجاد میکند و زمینه های ایجاد یه رابطه با جنس مخالف را در خود میبیند، اما نکته حائز اهمیت اینجاست که گاه رابطه با جنس مخالف صرفاً به دلیل عشق به طرف مقابل نیست و گاهی نوجوان یا جوان با انگیزه رابطه جنسی اقدام به برقراری رابطه جنسی میکند . امروزه به دلیل عدم آموزش های لازم در سنین پایین و عدم وجود شناختی کامل از سنین کودکی بین یک پسر و دختر زمینه هایی را ایجاد کرده که به موجب لبریز شدن غریزه جنسی در جوانان راهی جز هم خانگی بوجود نمی آید. امروزه در کشور ما فعالیت های روزانه یک شخص نوجوان نیز تحت تاثیر پاسخ به نیاز های جنسی خود قرار دارد. عدم آموزش والدین از سنین کودکی به کودک، وجود برخی ممیزی و سانسورهای بیهوده در کتب و رسانه های تصویری، وجود فضای بسته و امنیتی در اماکن عمومی و آموزشی به ندرت منجر به ایجاد بیماری به نام « گرسنکی جنسی » در جوانان گردیده است و این را می توان نوعی بیماری روانی در سیستم کشور دانست که پیامدهای خطرناکی مانند خشونت جنسی علیه زنان را میتواند در پی داشته باشد . امروزه یک کودک خردسال در سنین اولیه خود با سوال ها و کنجکاوی های متعددی رو به رو میشود و گاه پیش آمده است که که یک کودک در مواجه با یک تصویر که شاید غیر اخلاقی تلقی گردد هم این سوال برایش پیش آید که این چیست؟ که امروزه اغلب والدین با عیب است و زشت است پاسخی مبهم و واهی به کودک می دهند و این از عادت بد و اشتباه والدین است. و این منجر به ایجاد تصویری مبهم از آن در ذهن کودک طی مدت ها میگردد پس از آن بدیهی است در سنین بالاتر و در مواجهه با گروه دوستان و همکلاسی ها به پاسخ خود می رسد و این خود نخستین خطر را برای نوجوان بوجود می آورد به این دلیل که به طبع سنین نوجوانی و جوانی که غرایز جنسی برای نوجوان مشکلات عدیده ای ایجاد میکند، فرد توان مطرح کردن این مشکلات را به سبب عدم راحتی و ارتباطی که از قبل بوجود نیامده نخواهد داشت چراکه از سنین پایین این مشکلات برای کودک عیب خوانده شده است. در این شرایط چه کسانی جز والدین که دلسوز و حامی فرزندان هستند میتوانستند راه صحیح را به فرزند نشان دهند ؟ در کنار این مورد نظام آموزشی نیز تا حدود زیادی در شکل گیری طبیعت غریزه فرد نقش دارد و در این خصوص نظام آموزشی ایران از دوران پیش از دبستان تا پیش از دانشگاه قابل نقد است ؛ به این دلیل که نظام آموزشی فاقد وجود مشاوران و معلمانی که آموزش های لازم را در این زمینه ها دیده باشند می باشد، چراکه در این مورد هم فرد مانند مواجه با والدین مشکلات جنسی خود را نمیتواند با کسی در میان بگذارد آموزش های درسی در این دوران صرفاً به آموزش های احکام و غسل و … می باشد و وجود مربیان جوانی که با روحیات نوجوان آشنا بوده و آموزش های لازم را دیده اند در این سیستم ضروری است، نحوه آموزش مربیان نیز می بایست به صورت انفرادی به اقتضا زمان های مناسب باشد چرا که بدیهی است در جمع امکان طرح مشکلات جنسی نوجوان برایش فراهم نمی باشد. تربیت جنسی باید حتی از سال های قبل از دبستان آغاز شود و کودک در هر مرحله از سنین عمر خود، اطلاعات جامع تری در این باره کسب کند. این مایه تأسف خواهد بود، اگر دختری که آماده ازدواج است، آن قدر نسبت به مسائل جنسی ناآگاه باشد که بدترین خاطرات زندگی او مربوط به زمان عروسی او باشد. رسانه ها نیز میبایست در چارچوب قوانین و مقررات اسلام زمینه های آموزشی را در کشور فراهم کند، و همانطور که بستن اول و آخر یک خیابان به این دلیل که در این خیابان جرم اتفاق می افتد برای پیشگیری از جرم کار اشتباه و غلطی است، وجود برخی محدودیت ها و سانسورها و تفکیک های جنسیتی که گاهی در محاکم اسلامی هم مورد پسند نیست و نوعی افراط به شمار میرود امری اشتباه و غلط است، با این توضیح که وقتی تصویر زن یا مرد از نظر پوشش و آرایش در رسانه با آنچه در کوچه و خیابان است متفاوت است این در رفتار فرد در جامعه تاثیر مستقیم دارد به این دلیل که فرد با مشاهده یک نوع پوشش وقتی در جامعه با پوشش متفاوت مواجه میشود گرایش و میل جنسی بیشتری از خود بروز میدهد و برایش تازگی دارد. حال آنکه عدم ممیزی ها و سانسورها و برخی فیلترهای بی مورد به مرور غریزه را از حالت کنجکاوی به حالت عادی ایجاد کرده و فرد با مواجه با تصویر ناهنجار واکنشی از خود بروز نمی دهد. یا اینکه از دیدگاه امانوئل کانت فیلسوف در جوامعی که در آن تفکیک جنسیتی تا سنین بالا صورت می گیرد باعث بد بینی دختران نسبت به پسران و طعمه بودن دختران از دید پسران میگردد، در اوج گرایش و کشش با پیش زمینه ای آلوده عاشق می شوند و بدون هیچ شناختی که این تبعاتی مثل جدایی زوجین در آینده را در پی دار، در این حالت عشق می میرد و ارتباط نابود می گردد و مردان این جوامع تنوع طلب و زنانش مرد ستیز می گردند. هنوز به صورت جدی این سوال مطرح نشده است که چرا نگاه یک جوان ایرانی به یک دختر جوان بیشتر از اینکه یک نگاه عادی باشد نگاهی توام با تحریک و شهوت است ؟ حال آنکه وقتی زمینه های ذهنی، روانی، آموزش های جامع و آکادمیک و روابط عادی، عقلانی و شرعی از سنین کودکی وجود داشته باشد عکس العمل شخص جوان نیز در این شرایط کاملا عادی میگردد. حال با این وجود و به دلایل مذکور شخص جوان به دلیل عدم کنترل جنسی خود و همراه با دلایل اقتصادی و جامعه شناختی که در ادامه به آن میپردازیم رو به رابطه با جنس مخالف می رود و تنها راهکار را هم خانگی با جنس مخالف می یابد و بدینوسیله زمینه روانی برای ازدواج سپید فراهم میگردد .

گفتار دوم : علت اقتصادی
عوامل اقتصادی فراوانی وجود دارد که فرد را از ازدواج شرعی منصرف میکند و یا ازدواج جوانان را تا حد زیادی به تاخیر می اندازد، علت افزایش سن ازدواج در مردان به ۳۰ سال و زنان به ۲۶ سال چیست ؟ چرا سال به سال سن ازدواج افزایش می یابد ؟ چرا آمار ازدواج شرعی سال به سال رو به کاهش است ؟ بدیهی است عوامل اقتصادی نقش اساسی را دارند ولی این عوامل از طرفی سن ازدواج سپید را کاهش و متاسفانه سال به سال به افزایش آن کمک می کنند .
مهمترین دغدغه جوانان اشتغال است، این دغدغه درعین حال زمینه‌ساز دیگر مشکلات جوانان است. آمار رسمی بیانگر وجود ۲۴ درصد بیکاری در میان جوانان است و ۱٫۱ میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی به بازار کار دسترسی ندارند و به زودی ۴٫۵ میلیون نفر دیگر نیز به آنها می پیوندند. نرخ بیکاری زنان به ۴۳ درصد رسیده است، در سه ضلع مسائل و دغدغه‌های جوانان، برنامه‌ریزان و متولیان، والدین و جوانان قرار دارند. بنابراین هر سه گروه باید در تبیین سیاست‌ها و برنامه‌ها برای آینده جوانان مشارکت داشته باشند.تا زمانی که مسئله اشتغال سامان نگیرد و جوان نتواند به لحاظ اقتصادی مستقل شود طبیعی است که مشکلات ازدواج و مسکن او نیز حل نخواهد شد. با این وجود تنها اشتغال، تحصیل و ازدواج دغدغه‌های ذهنی او نیستند.مسائل دیگری نیز وجود دارد که به صورت زنجیروار با یکدیگر مرتبطند. امروزه کاهش میزان و کیفیت رابطه با والدین، ناامیدی نسبت به آینده و مبهم بودن آن، تمایل به زندگی مجردی و مستقل از خانواده، نبود مهارتهای لازم برای حل مشکلات زندگی از دیگر مسائل جوانان و کاهش آستانه تحمل در رویارویی با مشکلات است. با توجه به اینکه شیوع مسائل در میان گروه‌های همسالان جوان سریع تر از سایر گروه‌ها است، هر تحولی در میان شیوه زندگی جوانان بلافاصله سایر گروه همسالان را هم تحت تاثیر قرار می دهد.تا چند سال پیش زندگی تجردی شیوه مناسبی برای زندگی جوانان چه از نظر آنان و چه از دید خانواده‌شان نبود ولی استقلال اقتصادی نسبی در اقشاری از جوانان و ادامه تحصیل آنان باعث شده است که زندگی در خانه‌های مجردی به یک سبک زندگی تبدیل شود که این شیوه زندگی در سنین پایین‌تر تبعات نامناسبتر و گسترده‌تری به همراه دارد. ضمن اینکه فرهنگ جامعه ما نگاه مثبتی به زندگی مجردی ندارد و تبعاً مشکلات بیشتری به لحاظ اجتماعی در مسیر آنان قرار می گیرد. در چنین شرایطی است که اولین عامل رو آوردن به زندگی مجردی یعنی استقلال از خانواده به سبب مهاجرت تحصیلی فراهم می گردد، که در این مورد در بخش بعدی مفصل بحث خواهد گردید . اما نخستین عامل اقتصادی در رو آوردن به ازدواج سپید را اشتغال جوانان میتوان دانست، گاه بیکاری یک فرد جوان وی را به مهاجرت شغلی سوق میدهد، بدیهی است در این شرایط فرد حتی به بهانه پناهگاه زمینه رو آوردن به این ازدواج را فراهم می بیند . بیکاری از آن جهت هم که معمولا در عرف ایران خانواده دختر نظر مثبتی نسبت به پسر بیکار ندارند نیز مشکلی دیگر است .
عامل دیگر کاهش ازدواج شرعی و رو آوردن به ازدواج سپید مهریه های سنگین است. بدیهی است آنچه امروزه در عرف به عنوان مهریه تعیین میگردد هزینه چشمگیری است که بعضا پرداختش در توان افراد پر درآمد هم نیست، علت چیست ؟ و چرا این عادت بد سالهاست تبدیل به عرف خانواده ها گردیده است ؟ به نظر توقعات بالای دختران را مهمترین عامل مهریه های سنگین می بایست برشمرد از طرفی عادت و خوی چشم و هم چشمی که مبدل به ویژگی ذاتی کثیری از دختران گردیده است را هم میتوان در شیوع مهریه سنگین تاثیر گذار دانست، زیرا با کمی فکر عمیق میتوان دریافت ازدواجی که بر پایه عشق به یکدیگر بنا نهاده شده باشد با تعیین مهر سنگین همخوانی چندانی ندارد .اخیرا نظام حقوقی و قضایی ایران برای تعدیل و کاهش مهر اقدام به تعیین سقف نموده است. این اقدام قابل نقد است؛ زیرا اولا بر اساس ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی تعیین مهر بر عهده طرفین است و این با روح این ماده در تعارض است و دوم اینکه علقه زوجیت بین دختر و پسر بر پایه عشق و علاقه به یکدیگر بسته می شود و امروزه ازدواجی که بدونه علاقه و عشق انجام شود چیزی محال و غیر منطقی است، از طرفی وقتی علاقه طرفینی باشد میزان مهر نیز که با تراضی دو طرف است تا حد زیادی توسط زوجین کاهش می یابد زیرا تصور اینکه دختر با توجه به علاقه خود به طرف مقابل زیر بار مهریه سبک نرود غیر ممکن است.
مورد دیگر از عوامل کاهش ازدواج شرعی را میتوان در هزینه ها و مخارج سنگین عروسی دید، امروزه یک مجلس عروسی معمولی چیزی بالغ بر ۴۰ تا ۵۰ میلیون هزینه دارد، حال آنکه در ازدواج سپید دختر و پسر تعهد مالی کمتری نسبت به یکدیگر خواهند داشت، بدیهی است این مخارج سنگین بیش از هرچیز یه فرد جوان را دلسرد میکند و این خود تاثیر زیادی در کاهش ازدواج خواهد داشت، رکود و تورم بیش از حد و اقتصاد بیمار در ایران در سال های اخیر تاثیر زیادی در افزایش هزینه ها گذاشته است، دولت ایران سالهاست در جهت کمک به جوانان به خصوص در بحث ازدواج تاکید زیادی دارد و اعطای وام های ازدواج و هرگونه کمک مالی به پسران گواه این مدعاست، اما از طرفی راه های دسترسی به این وام ها و شرایط آن از طرف دولت به قدری محدود میگردد که گاه این پروسه طولانی نیمه کاره رها میگردد. اقدامات دولت در زمینه حمایت از جوانان و در جهت کاهش سن ازدواج اقداماتی قابل نقد است؛ به این دلیل که حمایت از جوانان منوط به تامین شغل، مسکن، هزینه های ازدواج و وام های با درصد پایین و زودپرداخت می باشد، که همه اینها زیرساخت ها و اقتصاد فعالی را می طلبد، لذا دولت می بایست ابتدا زیرساخت های اقتصادی خود را درمان کند و آنچه مانع اشتغال و توسعه اقتصاد است مانند تحریم را برطرف کند نه اینکه صرفاً از جیب خالی وام های غیر قابل پرداخت را اعلام کند. بدیهی است شرایط اقتصادی که زمینه ازدواج سپید را در کشور فراهم میکند به اقدامات دولت در این زمینه برمیگردد.
عوامل دیگری نیز در کاهش ازدواج مشروع دخیل هستند مانند فاصله بین فقیر و غنی که این مورد هم به خصوص در ایران یکی دیگر از عوامل شیوع ازدواج سپید می باشد. دولت ها نقش محوری در کاهش این فاصله دارند و جنبه حمایتی دولت می تواند در این زمینه هم ظهور یابد .

گفتار سوم : عوامل اجتماعی
عوامل اجتماعی فراوانی در شیوع ازدواج سپید به داخل کشور تاثیر دارند، عواملی که قبل از هرچیز زمینه های ازدواج شرعی را از بین میبرند و فرد جوان را به سمت این نوع ازدواج های غیر شرعی سوق میدهند.
معمولاً با پایان تحصیلات در دوره متوسطه اکثر جوانان وارد دانشگاه می گردند و عده ای هم به تحصیل خود خاتمه داده و پس از گذران خدمت سربازی وارد محیط کار می شوند. در هردو مورد به اقتضا شرایط اکثراً مهاجرت می کنند، مهاجرت هایی از نوع تحصیلی و شغلی ؛ پس از این مهاجرت های فردی بدیهی است در اولین اقدام فرد به فکر سرپناهی برای خود می باشد، و در اولین گام یک خانه مجردی برای خود تهیه میکند. و بدین ترتیب زمینه برای افزایش خانه های مجردی فراهم می گردد، عوامل دیگری مضاف بر موارد مذکور هم در افزایش خانه های مجردی در کشور دخیلند مانند استقلال طلبی و تعارض های نسلی که یک به یک به تشریح هریک خواهیم پرداخت :
بند اول : مهاجرت تحصیلی
اکثراً مهاجرت تحصیلی در دوران دانشگاه اتفاق می افتد، یعنی معمولا از سن ۱۸ تا ۲۲ و یا حتی تا ۲۵ سالگی و تقارن این دوره از سن که معمولا میزان نشاط و لذت طلبی بیشتری در فرد جوان وجود دارد با فاصله گرفتن از محل زندگی و خانواده زمینه های استقرار در خانه مجردی در این شرایط برای فرد فراهم میگردد .

بند دوم : مهاجرت شغلی
مهاجرت شغلی معمولاً بعد از تحصیلات یا بعد از خدمت سربازی صورت میگیرد، گاهی فرد مجبور است به دلیل تامین هزینه های خود کیلومترها دورتر از محل زندگی خود به کارکردن بپردازد و در این شرای برای خود سرپناهی در نظر خواهد گرفت .

بند سوم : استقلال طلبی
گاهی شرایط اقتصادی و اجتماعی فرد به گونه ای رقم میخورد که امکان ازدواج برای فرد تا مدت ها فراهم نیست یا اینکه فرد قصد ازدواج پیدا نمیکند یا به دلیل عواملی مثل طلاق یا فوت همسر دیگر تمایلی به ازدواج ندارد و از طرفی افزایش سن امکان ادامه زندگی وی با والدین را غیر ممکن می سازد، در این صورت فرد بدیهی است که به استقلال فکر میکند و با جدایی او از والدین زندگی فردی و مستقلی برای خود مهیا میکند.

بند چهارم : تعارض های نسلی
یکی از عوامل مهم رو آوردن جوانان به خانه های مجردی امروزه تعارض های نسلی در نتیجه تضعیف بنیه های خانوادگی است، امروزه برخی از جوانان به بهانه آنچه با طرز تفکر سنتی در مقابل طرز فکر مدرن خود می پندارند دچار اختلافاتی با والدین می شوند و گاهی اوقات دامنه این اختلافات فراتر از این می رود و جوان برای رهایی از این مشکل به دنبال استقلال خود برمی آید و زندگی مستقل برای خود مهیا می سازد.

به طور کلی با جمیع این شرایط خانه های مجردی افزایش چشمگیری یافته اند و طبع آن زمینه اولیه ازدواج سپید که همان خانه مجردی برای جوانان است فراهم گردیده است، این مورد را میتوان از عوامل مهم شیوع ازدواج سپید در کشور دانست .

در ادامه لازم به ذکر است در عوامل گرایش دختران جوان به ازدواج سپید با پسران باید کمی تفاوت قائل گردید، دختران روحیاتی متفاوت از پسران دارند امروزه از نظر جامعه شناسی کاهش میزان رابطه دختران با والدین، احساس تنهایی و حقارت به سبب آنچه در جامعه تبعیض علیه خود می پندارند و همچنین وجود روحیات لطیف و احساسی تر نسبت به پسر و به تبع آن نیاز به پناهگاهی امن برای ارضای نیازهای عاطفی وجه افتراق گرایش دختران به ازدواج سپید در ایران با پسران است .

مبحث پنجم : تبعات ازدواج سپید
دکتر علی‌اصغر نژادفرید- روانشناس- می‌گوید: فرزندان حاصل از چنین ازدواجی بیشترین لطمه را متحمل می‌شود، چراکه چنین ازدواجی ثبت نمی‌شود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. بارداری‌های ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی از تبعات دیگر ازدواج سپبد است.
چنین رابطه‌ای موجب کاهش فرزندآوری می‌شود، علاوه بر آن سطح زندگی افراد تغییر می‌کند و خلاء روانی برای دختر را در پی دارد و ممکن است حتی شانس مادر شدن او را کاهش دهد و حتی به آسیب‌هایی مانند اعتیاد سوق پیدا کنند، این در حالیست که مردان در صورت ترک چنین رابطه‌ای کمتر آسیب می‌بینند. در چنین ازدواج‌هایی امکان دارد که یکی از طرفین هر لحظه نسبت به ادامه این رابطه اظهار بی‌میلی کند و این امر موجب وارد شدن صدمات روحی قابل توجهی به طرف مقابل به ویژه زنان می‌شود چراکه آنان بر حسب طبیعت خود دوست دارند روی فردی سرمایه‌گذاری عاطفی کنند که این فرد از ارزش لازم برخوردار باشد. این ازدواج از نظر قانونی جرم است. از نظر شرعی نیز گناه محسوب می‌شود و همواره فرد با نوعی ترس و نگرانی از عواقب چنین رابطه‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. این در حالیست که اگر این روابط ثبت شود، امکان اثبات متعلق بودن فرزند به پدر وجود دارد. همچنین رابطه «هم‌باشی» در ایران پذیرفتنی نیست، این رابطه نه از سوی خانواده و نه نهادهای اجتماعی پذیرفته نمی‌شود. بنابراین می‌تواند آسیب‌های زیادی را به همراه داشته باشد. هرچند که ممکن است ارضای عاطفی و جنسی و سرنوشت یکسان اقتصادی به دنبال داشته باشد،‌ اما به محض آشکار شدن، مردم با آن مخالفت می‌کنند و حمایت‌های اجتماعی از زوجین برداشته می‌شود. چرا که این پیوند از نظر حقوقی و قانونی هیچ جایگاهی ندارد.

مبحث ششم : راه های کاهش و جلوگیری از شیوع ازدواج سپید
مهارت‌های ایجاد ارتباط میان جوانان و والدینشان باید هم برای جوانان و هم والدین آموزش داده شود. والدین نیازمند توانمندی‌هایی برای ارتباط بیشتر با جوانان و درک نیازهای آنها هستند. زندگی امروز نیازمند مهارت‌هایی است که از طریق آموزش قابل دریافت است. طیف وسیعی از سازمانها و نهادها می‌توانند در این زمینه مشارکت کنند. از رسانه‌های جمعی که بیشترین مخاطبان را دارند گرفته تا پایگاه‌های مردمی شهرداری در محلات مختلف مانند سراهای محله. این سازمان‌ها می‌توانند آموزش مهارت‌های خانواده به والدین را در فهرست برنامه‌های آموزشی خود قرار دهند. همچنین رفع دغدغه‌های جوانان زمان بر است و آن ‌را نمی‌توان به سرعت حل کرد ولی می‌توان آن‌ را مدیریت کرد. دستیابی به شغل مناسب بر اساس توانمندی‌های فردی شاید در مدت کوتاه امکان پذیر نباشد، اما نباید برای رسیدن به شغل مورد علاقه و مناسب بیکار نشست. برخی از مشاغل می تواند تجربه‌ای برای فرد ایجاد و او را برای رسیدن به سطوح بالاتر آماده کند. دولت میبایست در این زمینه کار اصولی و دراز مدتی انجام دهد، زیر ساخت های اقتصادی و فرهنگی کشور نیازمند تغییرات اساسی هستند و سرمایه گذاری روی جوانان میبایست در اولویت فعالیت های دولت قرار گیرد. امروزه در ایران اکثر کارشناسان مسائل خانواده یکی از راه های جلوگیری یا کاهش این نوع ازدواج را ازدواج موقت میدانند، بدیهی است در شرعی بودن این ازدواج و اینکه تا حدود زیادی در جهت رفع نیازهای جنسی افراد برمی آید شکی نیست ولی باید دید اولاً چه میزان از جوانان کشور حاضرند برای رفع نیازهای جنسی خود دامنگیر ازدواج موقت شوند آیا عرف امروز جامعه ما اجازه میدهد والدین ازدواج موقت فرزندشان را بپذیرند ؟ یا به عبارت دیگر واکنش والدین در این صورت چه خواهد بود ؟ آیا روحیات یک جوان ایرانی به گونه ای هست که علناً اقدام به ازدواج موقت کند ؟ آیا روحیات دختر جوان ایرانی به گونه ای است که به راحتی تن به ازدواج موقت دهد ؟ در جامعه ایران ضعف های فرهنگی منجر به پدید آمدن توقعات بیجا و سنت های غلطی در خانواده ها و افراد گردیده است، با این توضیح که هرگاه فردی قصد ازدواج با دیگری را داشته باشد وجود هرگونه رابطه دوستی یا آشنایی ولو کوتاه مدت و عادی در گذشته فرد باعث امتناع طرفین از ازدواج با طرف مقابل میگردد، بدیهی است در چنین جامعه ای چگونه میتوان توقع داشت فرد با سابقه ولو یک ازدواج موقت انتظار و اطمینان خاطر برای ازدواج دائم در آینده را داشته باشد؟ پس راه حل را میبایست در جای دیگری دید که اهم آن تقویت زیرساختهای فرهنگی، اقتصادی و جامعه شناختی در کشور است. آموزش های لازم باید از سنین اولیه به فرد داده شود تا فرد امکان راحتی بیشتری با والدین برای حل مشکلاتش داشته باشد و دولت میبایست در این زمینه جنبه حمایتی از دختران و پسران داشته باشد تا ایجاد محدودیت برای رفع مشکلات و رسانه ها و نظام آموزشی نیز در این زمینه باید فعالیتشان را به گونه ای که بازدهی بیشتر و تاثیرگزارتری داشته باشد سوق دهند.

نتیجه :
ازدواج سپید پیوندی به مدت زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار می‌شود که فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است. این نوع ازدواج با ازدواج دائم و شرعی تعریف شده در حقوق ایران تفاوت های بسیاری دارد که اهم آن شرعی نبودن آن است. نخستین ازدواج ها با عنوان سپید در غرب و به خصوص فرانسه و آمریکا شکل گرفتند. امروزه به دلیل عدم آموزش های لازم در سنین پایین و عدم وجود شناختی کامل از سنین کودکی بین یک پسر و دختر زمینه هایی را ایجاد کرده که به موجب لبریز شدن غریزه جنسی در جوانان راهی جز هم خانگی بوجود نمی آید . امروزه در کشور ما فعالیت های روزانه یک شخص نوجوان نیز تحت تاثیر پاسخ به نیاز های جنسی خود قرار دارد. عدم آموزش والدین از سنین کودکی به کودک، وجود برخی ممیزی و سانسورهای بیهوده در کتب و رسانه های تصویری، وجود فضای بسته و امنیتی در اماکن عمومی و آموزشی به ندرت منجر به ایجاد بیماری به نام « گرسنکی جنسی » در جوانان گردیده است. بیکاری، سنت های غلطی مانند وضع مهریه های سنگین، مخارج کمرشکن عروسی و فاصله بین فقیر و غنی از مهمترین عوامل اقتصادی بالارفتن سن ازدواج و گرایش به ازدواج سپید هستند. افزایش چشمگیر خانه های مجردی در نتیجه استقلال طلبی، تعارض های نسلی، مهاجرت شغلی و تحصیلی را میتوان از عوامل مهم شیوع ازدواج سپید در کشور از نظر جامعه شناختی دانست. فرزندان حاصل از چنین ازدواجی بیشترین لطمه را متحمل می‌شود، چراکه چنین ازدواجی ثبت نمی‌شود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. بارداری‌های ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی از تبعات دیگر ازدواج سپید است. مهارت‌های ایجاد ارتباط میان جوانان و والدینشان باید هم برای جوانان و هم والدین آموزش داده شود. والدین نیازمند توانمندی‌هایی برای ارتباط بیشتر با جوانان و درک نیازهای آنها هستند. زندگی امروز نیازمند مهارت‌هایی است که از طریق آموزش قابل دریافت است. طیف وسیعی از سازمانها و نهادها می‌توانند در این زمینه مشارکت کنند. از رسانه‌های جمعی که بیشترین مخاطبان را دارند گرفته تا پایگاه‌های مردمی شهرداری در محلات مختلف مانند سراهای محله. این سازمان‌ها می‌توانند آموزش مهارت‌های خانواده به والدین را در فهرست برنامه‌های آموزشی خود قرار دهند.

منابع و مآخذ :
۱٫ قانون مدنی
۲٫ عبدالعلی حسین پور، زلال تربیت شقایق ها،چ سوم، ۱۳۸۹
۳٫ امیر علی احمدی، مقاله ازدواج سپید، ۱۳۹۲
۴٫ مجید محمدی، چهار تحول در رخداد ازدواج در ایران: کمتر، دیرتر، عقلانی‌تر و سفید، ۱۳۹۳
۵٫ علی اصغر نژاد فرید، مقاله تبعات ازدواج سپید، ۱۳۹۲
۶٫ انقلاب نیوز، وبسایت، http://www.empireoflies.ir/
۷٫ احمد لقمانی، موضوعات و شیوه های گفتگو با نسل جوان، ۱۳۸۵
۸٫ محمد رضا شرفی، جوان و نیروی چهارم زندگی، ۱۳۸۰
۹٫ محسن فرمهینی فراهانی، مقاله تربیت جنسی با تاکید بر نقش مدرسه،،۱۳۹۳
۱۰٫ دکتر تهمینه شاوردی، جامعه شناس، ۱۳۹۳، مقاله

نویسنده: علی اکبر ابیض

دادراه