درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - جعل و کلاهبرداری شرکت هرمی کیونت در پوشش استخدام

سلام بنده حدود سه سال پیش برای اینکه بیکار نباشم از طریق آگهی سایت ... برای آگهی استخدام با یه فرد آشنا شدم که در خصوص کارهای اداری و فروش دفتر گردشگری راهی گرگان شدم اولش وارد خونه شدم و خبری از میز و خلاصه سیستم اداری نبود چند روز اول یه کلاس واسه فروش و این چیزا گذاشتن بعد گفتن واسه شروع باید خونه بگیریم و از این حرفا یه لیست خواستن از همه آشناها و دوستان و فامیل که زنگ بزن به دروغ بهشون بگو اینجا کارم درست شده و از این حرفا برای پول پیش خونه پول میخوام منم گول خوردم و مبلغ 20 میلیون بهشون دستی دادم و بعد از دوهفته تحت فشار روحی و جسمی و تغذیه نداشتن دچار بیماری تیروئید شدم مجبور شدم برگردم از اونجا دوبار شکایت کردم اول آسمان مشخصات درستی از طرف نداشتم شکایتم رد شد بعد رفتم پلیس فتا گفت باید دادخواست مطالبه وجه بدم بعد تحقیق تو این چند سال آدرسشو پیدا کردم حتی عید همین امسال آگهی داده بودن الان تو رامسر هستن این سری ازش شکایت کردم دادگاه رد کرد چیکار باید بکنم نمیخوان پیگیری کنن معلومه سازمان شده است

پاسخ ها

0

سوالات مرتبط

بنده به عنوان کار رفتم و فریب دادن و در دام افتادم
با سلام تا زمانی که بنده پول نداده بودم چیزی در مورد شرکت نگفتن فقط در مورد کاری که بهم تو سایت درج آگهی آشنا شده بودم و ازم حدود 2 هفته پرسیدن ولی ندادم نه این آموزش دادند نه چیزی فقط هر روز میگفتن ...
پس گرفتن پول
از من خواستن تا اول پولم را به دلار تبدیل کنم .واین کار انجام شده .بعد تمام دلارها را لیدر از من تحویل گرفت وگفت برویم برایت ازسبد خرید یک خرید از بین سبد انتخاب کن .ویک تور مسافرتی به پیشنهاد خودشون ...
کمپانی کیونت
سلام من دو ماه پیش به تهران دعوت شدم و با هزار دوز کلک از من 4000 هزار دلار گرفتن و بعد دیدم باید به همه دروغ بگم و اونجا بدجور اسیر هستم و رفتارهایشان از اول سیستم عوض شد گفتم کار من نیست و اومدم بیر...
شرکت هرمی کلاهبردار کیونت
عرض سلام و احترام خدمت بزرگواران یکی از اقوام نزدیک بنده، سه چهار ماه پیش توسط یکی از دوستانش به بهانه استخدام در شرکت صادراتی و وارداتی، میکشونش تهران و دیگه برنمیگرده.... الانم هنوز برنگشته.... ولی ...
شبکه کیونت و کلاهبرداری
سلام.برادرم چند روز پیش گفت که یکی از دوستانش که در ترمینال باهاش آشنا شده گفته تو یکی از شرکتهای دولتی تهران آشنا داره و می‌تونه برادرم رو استخدام کنه . بعدش فرداش رفت تهران . بعد از دو روز گفت ...