سهام متعلق به مادر محکوم به تقسیم ما ترک نیست
با توجه به فوت پدرتان و اینکه ملکی به صورت قولنامهای به نام مادرتان بوده و بعداً مادرتان نیز سهمی از آن را با قولنامه به برادرتان منتقل کرده است، وضعیت ارثیه و اعتبار قولنامهها به شکل زیر قابل بررسی است:اگر قولنامه تنظیم شده بین پدر و مادر صرفاً یک تعهد به بیع بوده و سند رسمی به نام مادر شما تنظیم نشده باشد، ملک در زمان فوت پدرتان جزء ماترک موال او محسوب میشود و سهمالارث قانونی به شما و سایر وراث (همسر یعنی مادر شما و فرزندان) تعلق میگیرد؛پس از فوت پدر، مادرتان و شما و سایر خواهران و برادران از او ارث میبرید و سهمالارث مادر شما (همسر متوفی) یک هشتم (۱/۸) از کل ملک است و مابقی بین فرزندان تقسیم میشود (به ازای هر فرزند یک سهم).اما در مورد قولنامه ۲.۵ دانگ بین مادر و برادرتان: اگر این انتقال قبل از فوت مادر شما انجام شده باشد، این قولنامه صرفاً یک سند عادی است و اگر مادر شما فوت کرده باشد، سهمالارث مادر شما از ملک (شامل آن ۲.۵ دانگ که در قولنامه ذکر شده و سهمالارثی که از پدرتان برده است) مجدداً بین تمام ورثه (شما و سایر خواهران و برادران) تقسیم خواهد شد؛اصل اعتبار قولنامهها تابع شرایط قانونی است و بدون تنظیم سند رسمی، حق مالکیت کامل برای خریدار ایجاد نمیکند، مگر اینکه دادگاه با استناد به اقرار به وقوع بیع و احراز شرایط معامله، حکم به الزام به تنظیم سند رسمی بدهد.
با سلام پدر شما در زمان حیات دو و نیم دانگ را به نام همسر خود منتقل کرده و مادر شما در اینجا مالک بوده و نیازی به امضای شما نداشته است
با سلام با توجه به اینکه پدرتان در زمان حیات و با اختیار و در سلامت عقل و روان به نام مادرتان انتقال داده است مالک قانونی ملک مادرتان میباشد و مادرتان نیز به عنوان شخص عاقل و بالغ اگر بخواهد میتواند مال خود را به نام هر کسی که خواست انتقال دهد. مگر اینکه مادرتان سلامت و عقل و روان نداشته باشد که در این صورت محجور محسوب میشود و شخص محجور طبق قانون اختیار معامله ندارد و معاملات وی باطل است
با درود الناس مسلطون علی اموالهم هرکس میتواند اموال خویش را تحت هر عنوان منتقل نماید آنچه منتقل شده جزء ماترک نمیباشد تا قابل تقسیم باشد و کسی نمبتواند مدعی شود مگر تحت شرایطی خاص، اصل بر صحت عقود است و آنچه نگاشته شده است مدعی فساد میبایست بتواند ادعای خلاف خویش را اثبات نماید صرف ادعا مثبت مدعا نخواهد بود و اصل بر برائت است مگر محجوریت یا سواستفاده از ضعف نفس یا صوری بودن احراز و اثبات شود که هریک احکام خاص خود را دارد و روش انتقال نیز حائز اهمیت خواهد بود و مستلزم بررسی تخصصی است.